لبیک یا فاطمه الزهرا (س)/ عکس

[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:31 ] [ م . ک ]
[ ]

دولت و ملت ، همدلی و همزبانی / پوستر

[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:28 ] [ م . ک ]
[ ]

تلاش برای انحراف مفهوم خطبه حضرت زهرا با نامگذاری اشتباه!

 خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد النبی(ص) در بردارنده موضوعات مختلفی بود که از مهمترین آنها می توان به دفاع از مقام ولایت اشاره کرد که دوستان نادان و دشمنان آگاه با نام گذاری این خطبه به نام فدک سعی در انحراف مفهوم خطبه به واگذاری ارث داشته اند.



بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) طوفان عجیبی سراسر جهان اسلام را فرا گرفت که کانون این طوفان مرکز «خلافت» بود، سپس به هر چیز که به نحوی با آن ارتباط می کرد منتقل شد، از جمله حکم صادره سرزمین فدک که از سوی پیامبر(ص) به دخترش فاطمه(س) از سوی مصالح مهمی واگذار شده بود.

با نگاهی به گذرا می توان متوجه شد که خطبه ی حضرت زهرا (س) معروف به خطبه ی فدک در بردارنده مواردی همچون درخشش اعجاب انگیز اسلام محمدی در حجاز جاهلی و نجات و هدایت گسترده ی مردم، سختی هایی که پیامبر در مسیر رشد اسلام تحمل نمودند، همراهی های همیشگی علی علیه السلام، اشاره به اشتباه بودن نگرش سطحی و دنیایی به امر حکومت و بیان حکمت بعضی دستورات الهی و ضرورت حکومت الهی، معرفی جایگاه والای خود در نزد پیامبر ص، می باشد.

حضرت زهرا (س) در پایان خطبه خود در مسجدالنبی(ص) نیز مردم مسلمان را خطاب قرار داده و در مورد از بین رفتن رسالت، بی توجهی به حکمت خلافت و زوال طریق هدایت به شدت هشدار می دهد؛ و اینکه ابوبکر در ماجرای فدک برخلاف حکم شرع و آیه های قرآن عمل کرده است را به عنوان شاهد مثالی برای زوال رسالت بیان میکند.

آن حضرت در قسمت کوتاهی از این خطبه از طریق بیان ظلمی که به خودش شده است در صدد است تامردم را علیه امامان کفر بسیج کند به طوری­که می فرمایند: «از شما بعید است اى پسران قَیْلَه! آیا در ارث پدرم به من ظلم شود در حالى که شما حال مرا مى‏ بینید و صداى مرا مى‏ شنوید و اجتماعتان منسجم است و نداى نصرت‏ طلبى من به شما مى‏ رسد و آگاهى بر مظلومیت من همگى شما را فراگرفته است؟! این در حالى است که شما هم تدارکات و افراد و هم خانه و سرپوش و هم وسیله و قدرت و هم اسلحه و وسیله‏ دفاع دارید. فراخوانى من به شما مى‏ رسد ولى پاسخ نمى‏ دهید! و فریاد من به شما مى‏ رسد ولى به دادخواهى نمى‏ آیید!... با امامان کفر جنگ کنید که آنان پایبند به سوگندهایشان نمى ‏باشند، تا شاید از کارهاى خود برگردند.» ... آگاه باشید! به خدا قسم شما را مى‏ بینم که به زندگى راحت میل نموده‏ اید و کسى که سزاوار منصب حل و فصل امور است از جایگاهش دور نمودید.

با توجه به فراز های خطبه حضرت زهرا(س) می توان پی برد که طرح سخنرانی فدک در مسجدالنبی(ص) تنها بهانه ای بوده است تا حضرت فاطمه(س) از حضرت علی(ع) دفاع کند و تمام تلاشش را برای نجات مردم از «بزرگ ترین فتنه ی عالم» که همانا محروم کردن جهانیان از چراغ های هدایت و رهبری بود که خداوند بر مردم ارزانی داشته بود، به انجام برساند.

حضرت فاطمه(س) مشاهده می­ کرد این تجاوز آشکار که توأم با نادیده گرفتن بسیاری از احکام اسلام در این رابطه است، جامعه اسلامی را گرفتار یک انحراف شدید از تعالیم اسلام و سنّت پیامبر(ص) و گرایش به برنامه های جاهلی می کند و از سوی دیگر مقدمه ای برای خانه نشین کردن امیرمؤمنان علی(ع) و محاصره اقتصادی یاران جانباز علی(ع) است.

آن حضرت با سخنرانی خود در مسجدالنبی(ع) خواست با منطق و احتجاجات قوی خود بهانه های ادامه این غصب عجیب و مصادره ظالمانه را از دستگاه حکومت وقت بگیرد و همچنین از این مسأله برای دفاع از حضرت امیر المومنین(ع) و نمایاندن چهره واقعی غاصبان فدک، استفاده کرده و مسلمانان راستین را با چهره مخفی غاصبان خلافت و جانشینی پیامبر و هدایت امت آشنا کند.

براین اساس می توان گفت نام­گذاری خطبه حضرت فاطمه(س) در مسجد مدینه به اسم «خطبه فدک»، بخش زیادی از محتوای این خطبه را کم رنگ جلوه داده است؛ بخشی که هدف اصلی حضرت و محور سخنان ایشان در مسجدالنبی(ص) که شامل افشاگری در مورد غاصبان خلافت و تحریک مردم برای حمایت از حضرت امیر المومنین(ع) که از طرف خداوند منصوب شده بود تا بعد از پیامبر اکرم هدایت و امامت مردم را بر عهده بگیرد، می باشد.

[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:21 ] [ م . ک ]
[ ]

تشکر از رهبر معظم انقلاب

مجوعه های فرهنگی و هیات های مذهبی استان قزوین مراتب سپاس، مسرّت و امتنان خود را از انتخاب حجت‌الاسلام‌والمسلمین عابدینی (دامت برکاته) در نامه ای خطاب به رهبر انقلاب اعلام کردند که این نامه به شرح زیر می باشد:

باسمه تعالی

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای (متّع الله المسلمین بطول بقائه الشریف)

رهبر معظم و معزز انقلاب اسلامی

 

با اهدای سلام و تحیت

ضمن آرزوی توفیق و سلامتی برای آن وجود ذی‌جود، جوانان مؤمن انقلابی، رهروان و عاشقان حضرت‎‌عالی مراتب سپاس، مسرّت و امتنان خود را از انتخاب شایستۀ عالم جلیل‌القدر و فاضل قرآن‌پژوه حضرت حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج شیخ عبدالکریم عابدینی (دامت برکاته) اعلام می‌نمایند. 

امید است انتخاب ایشان که علاوه بر علم و فضیلت از وجهۀ مردمی برخوردارند، بتواند منشأ خیرات فراوان و هم‌بستگی نیروهای حزب‌الله و جوانان متعهد و مؤمن باشد.

هچنین از ابوالشهید گرانقدر حضرت آیت‌الله حاج شیخ هادی باریک‌بین (حفظه الله) نیز که قریب نیم‌قرن خدمت صادقانه به انقلاب اسلامی را در کارنامه درخشان خویش ثبت کرده‌اند، تشکر و قدردانی می‌کنیم. برای ایشان که در طول دوره امامت جمعه همواره با رعایت زهد، تقوا و مصلحت امور استان را راهبری کرده‌اند، آرزوی توفیق، سلامتی و طول عمر مسالت داریم.

 

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مجوعه های فرهنگی و هیات های مذهبی استان قزوین

شورای هیات های مذهبی شهرستان و استان قزوین/هیات امامزاده اسماعیل(ع)/ هیات مکتب الزهرا/ هیات انصارالصلاه/ هیات انصارالحسین مینودر/ هیات شهدای گمنام/ هیت الرضا /هیات عاشورائیان/ هیات محبان امام خمینی (ره) / هیات یاوران ولایت/ هیات مهدیون/ هیات محسن الزهرا (س) / هیات محبان امام حسن مجتبی/ هیات عاشقان اهل بیت/ هیات خادمان مهدی/ هیات شهدای حسینی/ هیات اباصالح المهدی/ هیات رزمندگان اسلام/ هیات دوطفلان مسلم/ هیات شهدا/  هیات محبان اهل بیت دانشگاه بین اللملی امام خمینی/ هیات اصحاب انتظار/ هیات اباصالح المهدی/ هیات قرآنی پاسدران ولایت/ هیات بیت العباس/ هیات پیروان ولایت اقبالیه/ عاشقان ثارالله/ هیات الشهدا/ هیات خیمه العباس/ هیات حسین جان/ هیات رهروان شهدا/موسسه فرهنگی خادمان موعود/موسسه فرهنگی نجوای معرفت/مرکز علمی فرهنگی شهید آوینی/کانون فرهنگی و هنری امام موسی صدر/ مجموعه مهدهای قرآن کریم استان قزوین/ موسسه فرهنگی راه کمیل/ موسسه فرهنگی عطر سیب/ موسسه فیلم سازی پویاگران/ موسسه فیلم سازی آئینه جادو/ موسسه فرهنگی عصر اندیشه/ هیات ابن الرضا / هیات پیامبر اعظم / هیات الرفقا /هیات منتظران ظهور /انصارالمهدی بویین زهرا/منتظران قائم بویین زهرا/ثارالله بوئین زهرا/هیات محبین اهل بیت شال/هیات شهدای گمنام دانسفهان/هیات علی ابن موسی الرضا شال/وارثان اهل بیت عصمت آباد/هیات رزمندگان اسلام آبیک/هیات عشاق المهدی آبیک/هیات محبان الرضا آبیک/ انصارالشهدای آبیک/هیات عشاق الحسین قشلاق/ هیات مکتب الزهرا تاکستان/هیات مکتب العباس تاکستان/ هیات بیت الحسن تاکستان/ هیات عشاق الرضا تاکستان/ هیات مهدی آل محمد تاکستان/هیات محبان ولایت تاکستان/ هیات محبان اهل بیت تاکستان/هیات رزمندگان اسلام تاکستان/هیات قرآنی شهید دانش خواه تاکستان/ کانون فرهنگی هنری امام حسین/موسسه طوبی محبت/ موسسه نسیم حجاب/موسسه صراط المستقیم/

[ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:18 ] [ م . ک ]
[ ]

ایام فاطمیه تسلیت باد/عکس

[ پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 19:55 ] [ م . ک ]
[ ]

زنی که صبر در مقابلش زانو می زند

به مناسبت ولادت با سعادت حضرت زینب کبری (س) گوشه ای از ارزش های وجودی آن بانوی آسمانی در مطلب زیر بیان شده است.

ارزش هاي اخلاقي براي كمال ايمان و شرافت انسان، راضي بودن به قضاي الهي و تسليم محض بودن در مقابل شدايد، بلاها و گرفتاري هاي ناخواسته زندگي است. « أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ - وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ... (عنكبوت/ 2 و 3)»؛ آيا مردم مي پندارند همين كه گفتند ما ايمان آورده ايم رهايشان كنند و امتحان نخواهند شد! (هرگز چنين نيست) و ما امت هاي پيشين را همه امتحان و آزمايش كرديم.»

تمام پيامبران مورد آزمايش و امتحان الهي قرار گرفتند اما امتحان همه يكسان نبود، برخي سخت تر و برخي ساده تر بود.

بسياري از اين آزمايش ها موفق بيرون نمي آيند و درجه اي هم نمي گيرند اما زينب سلام الله عليها از اين آزمايش سربلند بيرون آمد. او نسبت به دين الهي سخن ناسزا بر زبان نراند و پس از مادرش بالاترين افتخار براي زنان مسلمان شد.

اين پيام رضايت و تسليم در مقابل حوادث از سوي امام حسين(عليه السلام) آن «نفس مطمئنه اي » كه نداي «ارجعي » را با مقام بلند «راضية مرضية » لبيك گفته است در روز عاشورا به زينب واگذار شد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 2:0 ] [ م . ک ]
[ ]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

از اوایل دهه‌ی پنجاه تعداد کسانی که پای‌بند به ارزش‌های اسلامی مانند نماز، روزه و حجاب بودند رو به گسترش نهاد. در بین ارزش‌های اسلامی حجاب معنای دیگری داشت. پس از اقدامات نابخردانه‌ی رضاشاه در تحمیل بی‌حجابی به زنان مسلمان و واقعه‌ی گوهرشاد، مسئله حجاب بزرگترین چالش بین روحانیت و رژیم پهلوی شد. از آن به بعد حجاب نه تنها به عنوان یک واجب شرعی و یک سنت اسلامی، بلکه به عنوان نمادی سیاسی- مذهبی بین روحانیت و رژیم محل نزاع و جدال قرار گرفت.

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

درگیری در مسجدگوهرشاد در زمان رضاشاه

شاه حجاب را سمبل عقب ماندگی و بی‌حجابی را لازمه‌ی پیشرفت جامعه می‌دانست. شاه پوشیدن چادر را هنگام «راندن اتومبیل و کار کردن در اداره و یا در کسوت پزشک و وکیل دعاوی بسیار سخت» می‌دانست[1]. او چنان از آینده و چادر نگران بود که می‌گفت: «چگونه می‌توانیم در آینده‌ جامعه‌ای خشنود و خوشوقت بسازیم که در آن بچه‌ها دارای مادرانی در کفن سیاه باشند[2]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

این بینش شاه نسبت به چادر بود و به همین جهت رژیم از سال 1350 سعی کرد تا نسبت به حجاب در مدارس و دانشگاه‌ها سختگیری بیشتری کند. این موضع رژیم با مخالفت جدی روحانیت روبه رو شد و رژیم موقتا عقب‌نشینی کرد؛[3] اما فشارهای بعدی موجب شد تا رژیم در بی‌حجاب کردن دختران مدارس موفق شود. در این میان تنها مدارس ملی- اسلامی از دستورات رژیم پیروی نمی‌کردند، ولی چیزی نگذشت که وزیر آموزش و پرورش در سال 1352 طی بخشنامه‌ای دستور داد که پوشیدن چادر برای دختران دبیرستان ممنوع است.

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

تبلیغ بی حجابی با حضور فرح در مدارس

آیت الله خوانساری از این تصمیم رژیم سخت عصبانی شد. عَلَم مراتب عصبانیت آیت الله را به شاه گزارش داد و شاه در پاسخ گفت: «ما این دستور را لغو نمی‌کنیم، حتی اگر منجر به تعطیل شدن مدارس شود. این اولین بار نیست که آخوندها از اصلاحات اجتماعی ما انتقاد کرده‌اند.» [4] شاه مجددا به نخست وزیر دستور داد: «دانش‌آموزان دبیرستان‌های به اصطلاح اسلامی اجازه ندارند در مدارس چادر به سر بکنند[5] اما موج اسلام‌گرایی موجب شد تا خرداد 1355 شاه به هیات دولت ابلاغ کند: «مخالفتی با روسری سر کردن دختران در مدارس یا دانشگاه‌ها ندارد اما چادر اصلا امکان ندارد[6]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

آیت الله خوانساری

با همه تلاش‌های رژیم، گرایش دختران و زنان به سوی حجاب در حال گسترش بود. عَلَم در اردیبهشت 1355 برای یک سخنرانی به دانشگاه شیراز رفت. در این سخنرانی به گفته‌ی او 3000 دانشجو گرد هم آمده بودند که «بیست، سی‌نفرشان» چادری بودند. علم از «دیدن این همه دختر با چادر وحشت کرد» و موضوع را به اطلاع شاه رساندو افزود که «بعضی از این دختران از دست دادن با فرهنگ مهر، رئیس جدید دانشگاه خودداری کرده‌اند و مدعی بودند که اسلام هر نوع تماس جسمانی را با جنس مخالف خارج از چارچوب ازدواج ممنوع کرده است شاه ازا ین گزارش خیلی اوقاتش تلخ شد[7] چیزی از این گزارش نگذشته بود که شاه و عَلَم در خرداد 1356 از جنوب شهر تهران دیدن کردند شاه «هزاران زن را چادر به سر دید» و از شدت عصبانیت گفت: «این آخوندهای لعنتی جرات ندارند اعتراف کنند اسلام و مارکسیسم در دو طیف مخالف هم قرار دارند.» [8]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

اسدالله علم؛ وزیر دربار پهلوی

ساواک در اواخر سال 1356 گزارشی تهیه کرد که می‌توان گرایش اسلامی مردم ایران را به خوبی درک کرد. طبق این گزارش:

«در سنوات اخیر موج جدیدی برای استفاده از چادر و مقنعه در خانواده‌ها به وجود آمده و مشاهده می‌گردد که گروهی از دختران خردسال و جوان از چادر و مقنعه استفاده می‌کنند و حتی دامنه‌ی آن به سطح مراکز عالی آموزشی نیز کشانده شده؛ به نحوی که افزایش آن به نسبت سال‌های قبل در اغلب مجامع و خیابان‌ها محسوس است. به موازات این تغییرات ظاهری گرایشات مذهبی نیز فزونی گرفته و عده‌ای از خانواده‌ها سعی می‌کنند فرزندان خود را از ابتدا با روحیه و خصوصیات مذهبی پرورش دهند؛ لذا تشکیل جلسات و ترتیب برنامه‌های مذهبی عرصه‌ی وسیعی پیدا کرده است[9]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

گرایش زنان ایران به حجاب در اواخر دوره‌ی رژیم شاه از دید گزارش گران خارجی نیز دور نماند. به گزارش کدی در دهه‌ی 1970 (1350) در بین تعدادی از خانم‌های دانشجو تمایلی در جهت بازگشت به چادر یا پوشیدن لباس به سبک جدید که عبارت بود که از یک روسری عریض که موها و پیشانی را می‌پوشاند و یک مانتوی بلند تا پایین زانوها با شلواری گشاد به رنگ‌های ساده به وجود آمد. [10]

به اعتقاد کدی این پدیده‌ی کنایه آمیز به این جهت به وجود آمد که دانشجویان دختر پیوند فرهنگی خود را با اسلام مورد تاکید قرار دهند و بگویند سنت‌های اسلامی از نظر سیاسی و اخلاقی بهتر از تبلیغات رژیم است. [11] رویکرد دختران دانشجو به چادر علاوه بر بازگشت به خویشتن اسلامی، اعتراضی بود علیه غرب زدگی. به اعتقاد ژان لوروریه، روزنامه نگار فرانسوی‌، بسیاری ازدختران دانشجو و روشنفکر ایرانی را می‌دیدیم که برای مبارزه با غرب زدگی رژیم که تشویق می‌کرد، چادر به سر می‌کردند. [12]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

با گسترش حجاب رژیم شاه تلاش گسترده‌ای را برای ممانعت از آن به عمل آورد. مسئولان کانون پرورش تصمیم گرفتند از ورود دخترانی با روسری به کتابخانه‌های کانون پرورش فکری جاوگیری به عمل آورند. [13] شورای هماهنگی امور اجتماعی وابسته به نخست وزیری به ریاست عبدالمجید مجیدی، وزیر مشاور، در دهم آذر 1355 طرحی را ارائه دادند که به موجب آن رسانه‌های گروهی، رادیو، تلویزیون و مطبوعات موظف شدند با هماهنگی کامل با متون درسی برای دگرگونی باور داشت‌های فعلی در زمینه‌ی ارتباط چادر با معتقدات اختلاقی و مذهبی اقدام نمایند. با تصویب 16 ماده راههای مبارزه با چادر را مشخص کردند. ممنوعیت چادر برای دانش‌آموزان و دانشجویان، ممنوعیت بانوان کارمند از استفاده‌ی چادر، محرومیت زنان چادری از موقعیت و مقام، ممنوعیت ورود زنان چادری به ادارات، ممنوعیت از سوار شدن بر هواپیما، ممنوعیت ورود به شرکت‌های تعاونی ، منع استفاده از خدمات سازمان اجتماعی و ورود به کتابخانه‌ها و محرومیت از شرکت در هر گونه مجامع عمومی، جز برنامه‌های مبارزه با چادر بود.

در این جلسه چون پیش‌بینی شد که اجرای سریع این دستورالعمل ممکن است وسیله‌ای برای عوامل تحریک کننده باشد و همچنین احتمالا مراجع تقلید نیز عکس‌العمل نشان دهند بنابراین گذاشته شد که این طرح مرحله به مرحله به صورت تدریجی اجرا شود. [14]

همه‌ی تلاش‌های رژیم بی‌نتیجه ماند و هر روز بر تعداد زنان چادری و محجبه افزوده می‌شد و اوج گیری قدرت نیروهای مذهبی را بیشتر به نمایش می‌گذاشت. با آغاز حرکت مذهبی مردم از 19 دی، گرایش زنان به سوی حجاب بیشتر می‌شد حتی سپاهیان دانش دختر به طرز بی‌سابقه‌ای از روسری و چادر استفاده کرده و نسبت به آن تعصب خاصی نشان می‌دادند. [15] طبق گزارش‌های ساواک در بهمن 1356 گرایش دختران نسبت به حجاب بیشتر می‌شد به عنوان نمونه دانش‌آموزان دختر دبیرستان‌های فرحناز و راهنمایی تحصیلی پروین اعتصامی شهرستان میناب به علت سخنرانی‌های شیخ سعید قاسمی، شیخ علی کریمی و اسدالله دستوران در مورد حجاب و تشکیل جلسات دینی اکثر دختران مدارس فوق تحت تاثیر واقع و به همین خاطر چادر به سر کرده و در سر کلاس‌های درس از روسری استفاده می‌نمایند. [16]

با حلول سال 1357 گرایش به حجاب چنان شدت گرفت که ساواک آن را روزانه احساس می‌کرد. در یکی از گزارش‌های ساواک آمده است: اخیر مشاهده شده که مدت چند روز است که اکثر محصلین دختر مدارس سوسنگرد با چادرهای سیاه و مقنعه به مدرسه می‌روند و روز به روز هم به تعداد این قبیل افراد اضافه می‌شود. [17]

اولین آثار حجاب در کنکور سراسری خرداد 1357 آشکار شد روزنامه‌ها یکی از ویژگی‌های کنکور آن سال را افزایش محسوس دختران چادری در مقایسه با سال‌های گذشته اعلام کردند. [18]

با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب اسلامی هر روز حجاب گسترش پیدا می‌کرد تا جایی که زنان و دختران با حجاب که روزی در شهرهای بزرگ مثل تهران در اقلیت بودند به اکثریت قابل ملاحظه‌ای تبدیل شدند. حضور سیصد هزار زن و دختر باحجاب در راهپیمایی تاسوعا و عاشورا تعجب نیروهای نظامی را برانگیخت. حضور زنان محجبه در تظاهرات چنان چشم‌گیر شده بود که نویسندگان نتوانستند این پدیده را نادیده بگیرند. مینو صمیمی یکی از وابستگان دربار پهلوی در خاطرات خود تاکید می‌کند که مسئله‌ی چادر نقش بسیار مهمی در روند انقلاب ایفا کرد. وی در توصیف گرایش فراگیر زنان محجبه‌ی تظاهر کننده به چادر می‌نویسند:

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

در میانشان زنانی از هر صنف و طبقه وجود داشت دانشجو، خانه‌دار، کارمند، متخصص و حتی زنان طبقه‌ی متوسط تحصیل کرده در کشورهای غربی و حضور یکپارچه این زنان علاوه بر این که نمایشی تحسین برانگیز از جرات و شهامت و اراده‌ی زنان ایرانی بود، نشان دهنده‌ی جنبه‌های مذهبی انقلاب ایران نیز به حساب می‌آمد[19]تغییر نگرش زنان به حجاب و تغییر گرایش ارزشی آنها به شاه و درباریان فهماند که تلاش چند ساله‌ی آنها بیهوده بوده و نتوانسته‌اند فرهنگ غربی را به جای سنت‌های اسلامی نهادینه کنند.



[1] محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ص 234.

[2] همان

[3] علی دواني، نهضت روحانیون ایران، ج 5، ص 279

[4] اسدالله علم، پیشین، ص 506

[5] همان، ص 508

[6] همان، ص 568

[7] همان، ص 772

[8] همان، ص 869

[9] آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بولتن نوبه‌ای ساواک در مورد روحانیون و گروههای افراطی مذهبی از تاریخ 23/6/36 [1356] تا 23/12/36 [1356]، شماره ‌ی 9535

[10] نیکی آرکدی، ریشه‌های انقلاب ایران، ص 402

[11] همان، ص 421

[12] ژان لوروریه، ایران بر ضد شاه، ترجمه مهدی نراقی، امیرکبیر، تهران، 1358، ص 101

[13] احمدعلی مسعود انصاری، پس از سقوط ، ص 143

[14] فصل نامه‌ی 15 خرداد، شماره‌ی 20، زمستان 1374، صص 64-67

[15] انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب دوم، ص 129

[16] همان، ص 273

[17] همان، کتاب پنجم، ص 47

[18] کیهان 20/3/1357

[19] مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمه حسین ابوترابیان ، موسسه اطلاعات، تهران ، 1370، صص 222-221.

[ پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:58 ] [ م . ک ]
[ ]

ماجرای وعده آب و برق مجانی در اول انقلاب!

 برگی دیگر از یک دروغ ۳۰ ساله!
سی و چند سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی (ره) بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است! اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان می‌دهد که اصلا و ابدا چنین وعده‌ای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه.

البته برای دشمنان امام فرقی نمی‌کند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعده‌ای، می‌خواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب داده‌اند و یا با چنین وعده‌هایی انقلاب را پیش برده‌ا‌ند و یا اینکه این قبیل وعده‌ها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است!
متاسفانه در نوشته‌های ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام می‌بینیم. در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کرده‌اند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کرده‌اند که امام چنین وعده‌ای را به مردم داده است!

مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.» این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت می‌گیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان می‌دهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی و چند ساله و بیان یک واقعیت پنهان است.

ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند ‌که خیال کردید همه چیز ‌این ‌است.» همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص می‌شود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص می‌شود. کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت : «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی می‌شود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام!

به عبارت دیگر لایحه‌ی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعده‌ی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعده‌ی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعده‌های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می‌کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می‌شود! امام بزرگوار ما توضیح می‌دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود. پس در سخنان امام خمینی وعده‌ای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین ‌کردند.

فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدم‌هایی متخصص و روشنفکر می‌دانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بی‌سواد بودن متهم می‌کردند! به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعده‌ی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد! پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعده‌ی دروغی داده شده و یا وعده‌ای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمی‌برد؟!

عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا می‌کنید که همه آنها بدون کمترین اشاره‌ای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت می‌کنند! اما کسی نمی‌گوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است! امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می‌کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!

[ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:23 ] [ م . ک ]
[ ]

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت زافق سر زده است
دهه فجرمبارک
======================

برخیز که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز
دهه فجرمبارک

[ جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:29 ] [ م . ک ]
[ ]

دهه فجر مبارک

[ جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:19 ] [ م . ک ]
[ ]